December 3, 2016

Tehran Magazine Issue # 1004 ShadNaz

Shahdnaz

<شادناز> خواننده زيبا و جوان:
”با عشق به موسيقي متولد شده ام ‌
• جوانان بسياري هستند كه از كودكي جذب موسيقي مي شوند و روِياي خواننده شدن و آهنگسازي را در سر مي پرورانند، اما دنياي موسيقي به مانند اقيانوسي مي ماند كه شنا كردن در آن كار هر كسي نيست و ميدان تنها براي افرادي باز است كه داراي استعداد و پشتكار كافي در اين راه را داشته باشند. ‌ ‌
<شادناز> دختر جواني كه از تهران آمده و مقيم آلمان شده يكي از اين جوانان عاشق موسيقي است كه خود را در اقيانوس آن رها كرده و تاكنون توانسته با شش تك آهنگ كه از راديو جوان پخش مي شود نام خود و ترانه هاي خود را بر سرزبان ها اندازد و دوستداران زيادي پيدا كند. ‌ ‌
او با خواندن ترانه هاي عطر تو، اسم تو، كنار تو، خوشحالم و ياد ثابت كرده كه در اجراي موزيك پاپ مهارت دارد و با زمان پيش مي رود. آهنگ ها و شعرهاي ترانه هاي او از ”علي اميري“ است و آهنگ و شعر ترانه ياد به ترتيب از ”مهدي كريمي“ و ”ماريا كريمي“ است.
<شادناز> علاوه بر اجراي چند كنسرت به مناسبت هاي مختلف، در مراسم ملي و فرهنگي براي مردم برنامه اجراء كرده و راهي را كه پيش گرفته به زودي او را به سكوي موفقيت خواهد رساند. ‌ ‌
براي آنكه بيشتر با <شادناز> جوان و مملو از احساسات كه در زير چتر احساس شاعران مطرحي چون ”سهراب سپهري“ و ”احمد شاملو“ حركت مي كند،آشنا شويد با او گفت و گويي انجام شده كه در آن صادقانه به سئوالات پاسخ داده است. ‌ ‌
* شادناز چند سال دارد و در كجا متولد شده؟ ‌ ‌
– من چهارم ارديبهشت ماه سال 1372 در تهران متولد شدم و از همان كودكي عاشق موسيقي بودم. ‌ ‌
* از چه زماني؟ ‌ ‌
– از زماني كه حس كردم در اطرافم چه مي گذرد. به جراCت مي توانم بگويم كه من با عشق به موسيقي متولد شده ام. ‌ ‌
* اين را از چه زماني حس كردي؟ ‌ ‌
– به گفته اطرافيانم قبل از شش سالگي با شنيدن هر آهنگي حالتم تغيير مي كرد و بي اختيار مي رقصيدم و مي خواندم. شش سالم كه شد پدر و مادرم به خاطر عشقي كه به موسيقي داشتم مرا به كلاس موسيقي فرستادند تا با نت و الفباي موسيقي آشنا شوم. هشت سالم بود كه شروع به نواختن پيانو كردم. خواندن را هم با تمرين آهنگ هاي ديگران ياد گرفتم. ‌ ‌
* بيشتر به چه آهنگ هاي گوشي مي دادي؟ ‌ ‌
– به آهنگ هاي گوگوش، ليلا فروهر، زنده يادها هايده و مهستي. ‌ ‌* براي خوانندگي هم به كلاس رفتي؟ ‌ ‌
– بله. به كلاس هاي زنده ياد ”استاد نوري“ مي رفتم كه خيلي از او آموختم. آن موقع دوره راهنمايي را مي گذراندم و بعد از مدرسه تحت نظر استاد نوري و استاد شفقي با تكنيك خواندن و سولفژ آشنا شدم و در اواخر كار بودم كه به دليل مهاجرت به آلمان مجبور شدم كلاس هاي آنها را ترك كنم. ‌ ‌
* در آلمان چه كردي؟
– براي ادامه تحصيل دانشگاهي رشته دندانپزشكي را در آلمان انتخاب كردم و در كنار آن خيلي جدي تر به فعاليت هاي هنري خود ادامه دادم. در خارج از كشور نيز توانستم از حمايت هنرمندان پيشكسوتي مانند مرتضي برجسته و شهبال شب پره برخوردار شوم و با كمك آنها تجربه هاي تازه اي بياموزم كه در كارهاي بعدي من بسيار مؤثر بود.
* چه نوع كارهايي؟ ‌ ‌
– اجراي ترانه ها و شركت در كنسرت هاي صرفاً هنري كه خوشبختانه با استقبال هم روبرو شد. ‌ ‌
* شنيده ام قصد داري به آمريكا مهاجرت كني. خبر درسته؟ ‌ – بدم نمي آيد. ولي درباره اش تحقيق مي كنم. اگر به نتيجه اي رسيدم حتماً شما را با خبر مي كنم. ‌ ‌
* از راهي كه انتخاب كرده اي خوشحالي؟
– خيلي خوشحالم. به خصوص وقتي با هموطنانم روبرو مي شوم و مي بينم با صميميت تشويقم مي كنند تا به كارم ادامه دهم از خوشحالي مي خواهم پر درآورم كه كارم مورد توجه مردم قرار گرفته. اين مردم خوب بهترين پشتيبان براي من هستند و به همه آنها مي گويم كه قلباً دوستشان دارم.
* اين گفتگوي تلفني را به اميد گفت و گويي حضوري در لس آنجلس و در دفتر مجله تهران پايان مي دهم و برايت آرزوي موفقيت هاي بيشتري مي كنم. ‌ ‌
– من هم از شما و مديريت مجله تهران صميمانه سپاسگزارم.

UA-67142800-1